شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

123

مجمع الاحكام ( فارسى )

جستن سموم بود و اگر از تخت الشعاع آن وقت ظاهر گشته بود « 1 » فتنه و حرب بسيار افتد و گرما سخت بود و بادها ( ى ) سموم جهد و باران اندك بود و اگر در سنبله بود حال بندگان و مهتران نيكو نبود و اراجيف بسيار افتد و زنان را طاعونها بسيار پديد آيد و باشد كه باران بسيار آيد و مزاج هوا نيكو و معتدل بود . اگر مشرق بود باران و رعدوبرق بسيار بود و آبها زيادت گردد و اگر مغرب بود بيماريها افتد از نزله « 2 » و درد چشم و باران اندك بود و اگر راجع بود دليل خلاف كردن رعيت باشد واليان خويش را و اگر آن وقت از شعاع آفتاب ظاهر شده بود دليل مرگ و تبها ( ى ) گرم نيز بود . و حرب افتادن ميان مغرب و شمال و علامتها در هوا پديد آمدن و اگر در برج ميزان بود مردمان را بيمارىها افتد و در دل و شكم از غلبه رطوبت و ميان زنان و شوهران بسيار مفارقت « 3 » افتد و باد سموم جهد و طعام و شراب اندك بود . اگر شمالى « 4 » بود بادها ( ى ) « 5 » درشت بسيار جهد و اگر جنوبى بود هوا تباه گردد و و با پديد آيد و اگر مشرق بود مردمان را بيمارىها پديد آيد و اگر مغرب بود هوا خشك بود و باران اندك آيد و سرما سخت بود و اگر راجع بود بيماريها ( ى ) دراز خاصه در دهان « 6 » و گوش پديد آيد و اگر از تحت الشعاع آن وقت ظاهر شود حربها « 7 » افتد و ترك « 8 » . هوا و بادها « 9 » درشت و سخت بود و اندكى طعام و اگر در عقرب بود مزاج مرد شوريده گردد و بيمارى و مرگ درافتد خاصه در جوانان و زمستان نيك سرد باشد و برفها آيد كه كشتها را تباه كند . اگر شمالى بود گرما سخت بود و درد چشم بسيار افتد و اگر جنوبى بود

--> سموم بود . . . سنج : جمله بعد . د . وباى خط خورده را ندارد . در م . و بادها جستن . . . ( 1 ) . م گشته شود . ( 2 ) . م . ندله . ( 3 ) . ح . و د . مغراقت . ( 4 ) . م . شمال . ( 5 ) . ح . ندارد . ( 6 ) . م . درد دهان . ( 7 ) . م . حرنها . ( 8 ) . ترك به معنى جدائى . ( 9 ) . م . بادهاى .